11082569_894632657223859_2050705760504312586_n

شما نیز می توانید سوالات خود را با مشاوران همسری در میان بگذارید تا در اولین فرصت پاسخگوی شما باشند.

Gmail and GTalk: Moshaver.hamsari@gamil.com

Skype Id: Moshaver.hamsari

Facebook messenger : www.facebook.com/hamsari.net

Twitter direct message : https://twitter.com/hamsarii

موضوع اول : ثبت شروط و دفترخانه ها

۱. آیا ما باید روز قبل از عقد به دفترخانه مراجعه کنیم و آنها را در جریان بگذاریم که قصد ثبت شروط را داریم؟

پاسخ :نکته اول و بسیار مهم این است که بدانید در اسناد ازدواج قسمتی برای نوشتن شروط مورد توافق زوجین وجود دارد و این حق شما است که آنچه می خواهید در آنجا اضافه شود. اما متاسفانه برخی از دفاتر ازدواج از این کار خودداری می کنند. به همین دلیل اگر قصد ثبت در سند ازدواج را دارید بهتر است از قبل هماهنگ کنید تا مطمین باشید عاقد مشکلی با ثبت این شروط ندارد. نکته دوم که بسیار مهم است این است که شروط ضمن عقد برای اینکه قابلیت اجرایی داشته باشند حتما باید پس از عقد و گرفتن سند ازدواج، در دفتر اسناد رسمی و در اسناد جداگانه ای به ثبت برسند.و برای اینکار شما باید به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنید. در لینک زیر اسامی برخی دفاتر ازدواج و نیز دفاتر اسناد رسمی که اقدام به ثبت شروط می کنند آمده است.

http://hamsari.net/?page_id=855

۲.

. من دنبال یک دفتر خانه می گردم که این شروط را برای من ثبت رسمی کند اما تا حالا هر جا که رفتیم چه من و چه همسرم با مخالفت سردفتر روبه رو شدیم و موضوعاتی بی معنی رو مطرح کردند که مثلا پدر همسرم هم باید باشد… و در نهایت موفق به انجام این کار نشدیم . به خاطر همین هم خواهش می کنم اگر دفتر اسنادی سراغ دارید لطفا به ما معرفی کنید.

پاسخ :
اولین نکته مهم این است که بدانید دفترخانه های اسناد رسمی مکلف به ثبت این شروط هستند . در این لینک می توانید لیست تخلفات رایج دفترخانه ها را ببینید و از آنها شکایت کنید.
http://hamsari.net/?page_id=1057

علاوه بر آن، لینک زیر چند دفترخانه را در تهران و چند شهرستان به شما معرفی می کند که به راحتی و با آگاهی کامل نسبت به ثبت شروط اقدام می کنند؛ اگر ساکن تهران نیستید، نام شهر خود را به ما بگویید تا تلاش کنیم در آنجا دفترخانه ای را به شما معرفی کنیم.http://hamsari.net/?page_id=855


موضوع دوم : حق طلاق

۱٫ من شنیده ام شرط حق طلاق برای زن، حق مرد را سلب می کند، آیا این درست است؟ و سوال دیگر اینکه اگر زن حق طلاق داشته باشد و مرد نخواهد او را طلاق دهد باز هم زن تواند طلاق بگیرد؟
پاسخ :
در خصوص وکالت در طلاق دو نکته مهم وجود دارد: اول اینکه شرط طلاق برای زن( وکالت در طلاق) قطعا حق طلاق مرد را ساقط نمی کند و مرد هر زمانی بخواهد می تواند از حق خود استفاده کند. در واقع در خصوص تمام وکالتها، همیشه هم خود صاحب حق هم کسی که به او وکالت داده شده است می توانند موضوع وکالت را انجام دهند.

اما نکته دوم اینکه اگر وکالت در طلاق به شکل بلاعزل و با رعایت تمام شرایطش و با دقت تنظیم شده باشد، دیگر به رضایت شوهر برای طلاق به هیچ عنوان نیازی نیست و به عبارت دیگر در صورتی که وکالت در طلاق به شکل مطلق و عام برای زن تنظیم شود ، هم زن و هم مرد هر زمان که بخواهند می توانند طلاق بگیرند.

۲. آیا بعد از تنظیم سند رسمی، مکان عزل وکالت طلاق از طریق دادگاه وجود دارد؟یعنی اگر شوهر وکالت طلاق بلاعزل را به همسرش داده باشد، می تواند شکایت کند و آن سند را ابطال کند؟
پاسخ:
اگر سند رسمی دقیق و کامل به شکل بلاعزل تنظیم شده باشد، تنها یک راه برای ابطال آن وجود دارد. شوهر باید بتواند در دادگاه ثابت نماید که در زمان اعطای وکالت محجور بوده است و به لحاظ عقلی در سلامت نبوده است که اثبات این امر بسیار مشکل است و عواقب بعدی ان نیز برای مرد مطلوب نخواهد بود بنابراین به ندرت چنین اتفاقی می افتد.

۳.چرا بر گرفتن وکالت در طلاق برای زنان تاکید می کنید؟ مگر زنان بر اساس قانون نمی توانند طلاق بگیرند؟

پاسخ:

بر اساس قانون تنها در سه صورت زن می تواند تقاضا طلاق کند:

الف.خودداری شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم دادگاه و الزام وی به دادن نفقه،

ب. عسر و حرج . قانون می گوید در صورتی که دوام زندگی زناشویی موجب عسر و حرج زن شود، زن می تواند از این بابت درخواست طلاق داشته باشد و در صورت اثبات آن دادگاه زوج را اجبار به طلاق می کند اگرچه مصادیق این عسر و حرج در قانون دقیقا مشخص نشده است و دست قضات بدر تعیین مصداق باز است  اما رویه اینگونه است که  قضات فقط موارد بسیار . شدیدی مانند اعتیاد شدید، بیماری های صعب العلاج  یا کتک زدن مداوم  را عسر و حرج می دانند.

ج. استفاده از شروط ضمن عقدی که در عقد نامه ها به شکل چاپی آمده است و معمولا همه زوجین آن را امضا می کنند.اما این موارد در واقع مشابه همان موارد عسر و حرج است

نکته مهم در این خصوص این است که هر سه مورد بالا نیاز به اثبات در دادگاه دارد.یعنی زن باید بتواند ادله و مدارکی به دادگاه در این خصوص ارایه کند. پروسه ای که معمولا بیش از یکسال به طول می  انجامد و در نهایت نیز زنان بسیاری موفق نمی شوند ادعای خود را اثبات کنند. و در نتیجه موفق به گرفتن طلاق نمی شوند.این در حالیست که مردان بر اساس قانون هر زمان بخواهند می توانند همسرشان را طلاق بدهند و نیاز به اثبات چیزی ندارند و در واقع طرح دادخواستشان در دادگاه امری اداری محسوب می شود و زمان خیلی کمتزی طول می کشد.

به همین دلایل توصیه می شود حتما نسبت به تنظیم وکالت در طلاق اقدام شود. زیرا در این صورت مردان همان حقی که خودشان برای طلاق دارند را به زن منتقل می کنند و بعد از آن هرکدام از زن و شوهر هر زمان بخواهند طلاق می گیرند.


موضوع سوم : نفقه

۱. آیا امکان دارد در شروط ضمن عقد توافق کنیم که نفقه از گردن مرد برداشته شود؟

پاسخ :
متاسقانه در خصوص سوال شما میان حقوقدانان توافقی وجود ندارد.بعضی از حقوق‌دانان معتقدند که چون در نکاح دایم، پرداخت نفقه نشات گرفته از حکم قانونی است، بنابراین طرفین نمی‌توانند ضمن عقد نکاح یا پس از آن، تکلیف مرد را در این باب ساقط کنند.اما در مقابل گروهی دیگر معتقدند از آنجا که پرداخت نفقه حقی برای زوج هست، امکان اسقاط آن نیز از طرف او وجود دارد

۲.  آیا کارمندبودن خانم دلیل بر عدم پرداخت هزینه های قانونی ازطرف مرد می باشد؟ یعنی اگر زنی کارمند باشد دیگر مرد وظیفه ندارد نفقه بپردازد؟

بر اساس مقررات، زمانی زن، می‌تواند نفقه مطالبه کند که از شوهر خود تمکین کند و در فرض تمکین، حتی در صورتی که زن دارای اموال و دارایی‌ نیز باشد، باز هم می‌تواند نفقه خود را از شوهر مطالبه کند و شوهر مکلف به پرداخت آن است،‌بنابراین در صورتی که زن درآمد مستقلی داشته باشد مرد را از پرداخت نفقه معاف نمی‌کند و خانم میتواند حقوقی که می گیرد را کاملا برای خودش نگه دارد.

۳. می خواستم بدانم حداقل و حداکثر نفقه دوشیزه عقد کرده چقدر است؟
پاسخ:
نکته اول اینکه حق نفقه برای زن در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی نفقه زن بیان شده و این حق شامل خوراک، پوشاک، مسکن، اثاث خانه، خدمات بهداشتی و درمانی و خادم در صورت احتیاج زن به واسطه عادت در خانه پدری، مرض یا نقصان عنوان شده است. در بحث داشتن خادم، باید گفت اگر زنی در خانه پدری خود خادم داشته و یا این‌که طی زندگی مشترک به بیماری خاصی مانند روماتیسم مبتلا شده که به واسطه آن به خادم نیاز پیدا کرده باشد و به این ترتیب مرد مکلف به گرفتن خادم برای همسرش است.
نکته دوم اینکه میزان نفقه مشخص نیست و کارشناس رسمی دادگاه بر اساس وضعیت زندگی عمومی خانم و البته تا حدی توانایی آقا میزان نفقه را مشخص می کند.کارشناس طی گفتگو با هر دو طرف با طرح سوال‌های گوناگون تلاش می‌کند شانی را که زن در زندگی دارد، معین کند و پایگاه اجتماعی او را به دست بیاورد. آنچه در تعیین نفقه معمولا مورد توجه قرار می‌گیرد، مسائلی همچون سن خانم، میزان تحصیلات او، شغل و تحصیلات پدری، میزان تحصیلات اعضای خانواده او همچون خواهران و برداران و مادر، شغل اعضای خانواده و محل خانه پدری است.

نکته آخر اینکه نفقه در برابر تمکین است، پس اگرچه به محض وقوع عقد زن مستحق دریافت نفقه است اما از آن سو اگر شوهر درخواست تمکین کند زن باید بپذیرد (مشروط به اینکه خطری او را تهدید نکند) وگرنه نفقه به او تعلق نمی گیرد. تنها استثنا زمانی است که زنی در دوران عقد و قبل از تمکین به همسرش بگوید که از حق حبس میخواهد استفاده کند. در آن صورت موظف به تمکین نیست اما نفقه نیز به او تعلق می گیرد. حق حبس یعنی زن حق دارد تا زمانی که مهریه اش را نگرفته از تمکین خودداری کند.


موضوع چهارم : مهریه

۱. آیا توقیف اموال منجر به وصول مهریه میشود یا شرایط خاصی دارد؟ من شنیده ام مرد یک خانه را برای سکونت خودش می تواند داشته باشد.

پاسخ:اولا توقیف اموال منجر به وصول مهریه نمیشود زیرا مساله ای به نام مستثتیات دین یا بدهی وجود دارد که قابل نقد شدن برای پرداخت بدهی نیست. اما خوب است بدانید خودرو، خانه، حساب بانکی، طلبی که مرد دست یکی از دوستان و اقوام خود دارد یا حتی پول پیش (رهن) خانه چیزهایی است که زن می‌تواند در دادگاه معرفی و درخواست توقیف کند؛ البته معرفی و اطلاع از این اموال معمولا کار چندان ساده ای نیست.
ثانیا در تمام مواردی که دادگاه رای به وصول دین می دهد، اجرای رأی از مستثنیات دین اموال محکوم علیه ممنوع است که عبارتند از:
الف- مسکن مورد نیاز محکوم علیه و افراد تحت تکفل وی با رعایت شئون عرفی.
ب- وسیله نقلیه مورد نیاز و متناسب با شأن
ج- اثاثیه مورد نیاز زندگی
د- آذوقه به قدر احتیاج
هـ- کتاب ها و ابزار علمی و تحقیقاتی
و- وسایل و ابزار کار کسبه

اما این خانه و اتومبیل نمی توانند بیشتر از حد معمول باشند و حتی برخی از قضات رای می دهند که خانه مرد فروخته شده و فقط به میزان اجاره یک خانه را به او برمی گردانند. البته این در مورد همه دیون و طلبها صادق است

۲. شوهرمن چند ماه پیش فوت شده است،آیا من می توانم مهریه ام را بگیرم یا فقط ارث به من می رسد؟

پاسخ

اگر زوج فوت کند زوجه برای مطالبه مهر باید دعوا را به طرفیت ورثه متوفی که ترکه را پذیرفتند در دادگاه طرح دعوا کند. همچنین برابر ماده۳ آیین نامه اجرایی قانون الحاق یک تبصره به ماده۱۰۸۲قانون مدنی در مواردی که مهریه زوجه باید از ترکه زوج متوفی پرداخت شود تاریخ فوت مبنای محاسبه قرار می گیرد.

۳. این درست است که مهریه فقط تا ۱۱۰ سکه قبول می شود؟یعنی دیگر بیشتر از آن نمی توان تعیین کرد؟

 مهریه هر مبلغی که هر دو طرف توافق می کنند می تواند باشد و در صورت عندالمطالبه بود از لحظه عقد، دینی بر گردن شوهر است که باید کامل پرداخت شود. اما بر اساس قوانین جدید امکان اعمال ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی و بازداشت شوهر فقط تا ۱۱۰ سکه ممکن است و نسبت به بیشتر از آن  زوجه تنها می تواند نسبت به معرفی و توقیف اموال شوهر  اقدام کند. به عبارت دیگر الباقی ۱۱۰ سکه بر گردن مرد همیشه باقی می ماند و زن هر زمانی (حتی بعد از گذشت سالها) مطلع شود که شوهر اموالی دارد می تواند نسبت به معرفی آنها و مطالبه مهریه خود اقدام نماید. 


موضوع پنجم : اهمیت شروط ضمن عقد

۱.سوال : آیا بهتر نیست به جای تاکید بر روی این شروط ضمن عقد به خصوص وکالت در طلاق،بر انتخاب درست شوهر تاکید بشود تا اصلا بحثی از طلاق به میان نیاید؟

پاسخ :
دوست عزیز اولا طلاق واقعیتی است که نمی توانیم انکارش کنیم و ثانیا بحث از طلاق در قوانین مطرح شده است و در دل عقدنامه گنجانده شده است اما حق انتخابش به یک طرف عقدنامه داده شده است. دقت کنیم شروط ضمن عقد، تبلیغ طلاق نیست؛ تنها تلاشی برای تنظیم یک قرارداد منصفانه‌تر است. علاوه بر آن. فقط لحظه ای کنار گذاشتن احساسات به ما نشان می دهد همان همسری که الان برای ما بهترین انتخاب است می تواند در طول زمان و به دلایل مختلف تغییر کند و یا حتی ممکن است شما مسیر دیگری برای زندگی برگزینید و یا هیچکدام این موارد. ممکن است هر دو طرف یک رابطه افراد بسیار خوبی باشند (که در موارد زیادی هم اینگونه است) اما زندگی زناشویی خوبی نداشته باشند. پس در نتیجه نیاز هست به روزهای آینده فکر کنیم و فارغ از احساسات تصمیم بگیریم.


موضوع ششم: حضانت

۱.سوال:  تا چه سنی فرزند تحت حضانت است؟از چه سنی خود فرزند می تواند تصمیم به زندگی با والدین مورد نظر خود بگیرد؟پس از طلاق حضانت با پدر است یا مادر؟ احراز عدم صلاحیت شامل چه مواردی است؟

پاسخ:حضانت فرزندان تا هفت سال با مادر است و پس از آن تا سن بلوغ با پدر است ، اما مادر می تواند دادخواست به دادگاه داده و نسبت به حضانت طرح دعوی کند که در این صورت دادگاه بر اساس مصلحت طقل تصمیم گیری خواهد کرد. موارد عدم صلاحیت در قانون مشخص نشده است  اما دادگاه موظف است تمام تحقیقات لازم را برای کشف حقیقت انجام دهد.

نکته دیگر آنکه حکم حضانت دایمی نیست و اگر شرایط به شکلی تغییر کند که پدر یا مادر نگران شرایط فرزندشان باشند می توانند از دادگاه مجددا بخواهند که به موضوع رسیدگی کند. و به عبارت دیگر هر کدام از زوجین اگر تشخیص دهند که طرف مقابل که حضانت بر عهده او می باشد صلاحیت نگهداری از فرزند مشترک را ندارد می توانند از دادگاه تقاضای رسیدگی و تعیین تکلیف نمایند تا در صورت احراز عدم صلاحیت مادر یا پدر، حضانت کودک به طرف مقابل داده شود.

نکته آخر اینکه کودکان بعد از رسیدن به سن بلوغ ( ۹ سال دختران ۱۵ سال پسران) از حضانت خارج می شوند و دادگاه انتخاب را به اختیار خود آنها می گذارد.

 

 

سوال:

مادری هست که بیشتر از یک سال است خانه را ترک کرده،اما هنوز درخواست طلاق نکرده است. از خرداد امسال با وجود رای دادگاه مبنی بر ملاقات یک روز در هفته مادر و فرزند، پسر ده ساله اش را ندیده، شکایت از پدر هم به جایی نرسیده هر بار پدر محکوم به پرداخت جزای نقدی می‌شه اما باز هم بچه رو برای ملاقات هفتگی نمیاره.
مادر از دادگاه اجازه ملاقات در مدرسه گرفت اما بچه حاضر به دیدن مادرش نشده و می‌گه اگه تو رو ببینم پدر منو می‌کشه در نتیجه به دلیل مراقبت از وضعیت روحی بچه، مادر این گزینه رو هم رها کرده است.

حالا سوال من این هست که آیا راه دیگری برای این مادر هست؟
شاید حرفم در سیستم قضایی ما خنده‌دار باشه اما مثلا گزینه‌ای به اسم روان‌شناس دادگاه نداریم که اختیار قانونی داشته باشه و بتونه با بچه صحبت کنه، یا پدر رو وادار کنه از این کار دست برداره.

پاسخ:

نکته اول اینکه بر اساس ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده در صورتی که کسی از اجرای رای مربوط به حضانت خودداری کرده یا مانع ملاقات شود، دادگاه می تواند به درخواست طرف مقابل تا اجرای رای او را بازداشت کند. در نتیجه مادر می تواند درخواست حبس پدر را به دلیل خودداری از آوردن طفل بنماید.

نکته دوم: بر اساس ماده ۲۳ آیین نامه حمایت خانواده در مواردی که طفل به هر دلیل از ملاقات امتناع می‌کند، دادگاه باید با استفاده از نظر مشاور و مددکار اجتماعی برای جلب تمایل کودک به ملاقات تلاش کند.

نکته سوم : اگرچه بر اساس مقررات قانون مدنی س از ۷ سالگی هم در صورتی‌که میان پدر و مادر درباره حضانت اختلاف باشد، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک و به تشخیص دادگاه است. نباید فراموش کرد که بر خلاف اکثر دعوای حقوقی، در خصوص حضانت یکبار رد شدن دعوا مانع از طرح مجدد آن نیست، و این خانم می توانند با نشان دادن رویه پدر در ممناعت از ملاقات فرزند مجددا از دادگاه درخواست حضانت کنند. ماده ۴۱ قانون حمایت خانواده به دقیقا به همین موضوع که ممانعت از ملاقات میتواند سبب اتخاذ تصمیم مقتضی توسط دادگاه شود اشاره میکند.بنابراین اگر اجرای رای ملاقات هفتگی ممکن نیست، مادر می تواند برای حضانت دادخواست بدهد.


 

موضوع هفتم: هدایای زمان عقد

سوال :یکی از دوستان من در همان دوران نامزدی با شوهرش مشکل پیدا کردند و در حال متارکه هستند، اما شوهر می گوید هر چیزی که داده اند را پس می خواهند از جمله طلاجاتی که برای او خریدند، آیا  می توانند اقدام قانونی کنند؟ آیا زن موظف است آنها را برگرداند؟

پاسخ؛ اگر این موضوع در در دوران قبل از عقد یعنی نامزدی اتفاق افتاده باشد قانون به صراحت می گوید تمام هدایایی که بعروس و داماد و یا والدین آنها داده شده باید به طرفین برگردد. اما اگر عقد ازدواج واقع شده ست، در آن صورت شامل قواعد کلی هبه( هدیه) می شود یعنی ه طور کلی هر کس مالی به دیگری هدیه بدهد می تواند ان را پس بگیرد مشروط به انکه اولا هدیه گیرنده پدر و مادر یا فرزند شخص نباشند  ثانیا عین مالی که هدیه داده شده هنوز موجود باشد. ثالثا مال هنوز در مالکیت هدیه گیرنده باشد و به فرد دیگری منتقل نشده باشد. اگر این شرایط وجود داشته باشد هرکدام از زوجین هر از زمان بخواهند می توانند از هبه خود رجوع کننز یعنی هدیه را پس بگیرند.


 

موضوع هشتم: جهیزیه

سوال: آیا من می توانم جهیزیه ام را از خانه مشترک با شوهرم خارج کنم؟ برای اثبات اینکه آن اموال جهیزیه من هستند چه دلایلی می توانم بیاورم؟

پاسخ:
نکته اول این است که بدانید زن در هر حالتی مالک جهیزیه است و شوهر در حکم امین بوده، تنها می تواند از وسایل مزبور منتفع شود. بنابراین زوجه در هر زمانی می تواند جهیزیه خود را مطالبه کرده و هر اقدام مالکانه ای را نسبت به اموال خویش انجام دهد،
نکته دوم اینکه شما می توانید هر زمان خواستید وسایل خود را از خانه خارج کنید و ببرید، اما اگر با مقاومت همسر مواجه شدید یا بهردلیلی امکان این کار نبود می توانید به دادگاه خانواده، دادخواست استرداد جهیزیه بدهید و همزمان درخواست توقیف جهیزیه را نیز بکنید تا شوهرتان دخل یا تصرفی در آن نکنند.
برای اثبات ادعا اگر لیست «سیاهه» داشته باشید، یعنی لیستی از جهیزیه که خانواده ها تهیه می کنند و داماد آن را امضا کرده باشد، بر اساس آن دادگاه رای می دهد، اما اگر این لیست را نداشته باشید معمولا فاکتور اجناس خریداری شده و همچنین شهادت شهود میتوانند دلایل خوبی باشند تا دادگاه را قانع کند.


 

موضوع نهم: ازدواج ایرانیان خارج از ایران

 

سوال:

سلام. من  قصد دارم با یک آقای ایرانی ازدواج کنم  ولی هر دو در اروپا زندگی میکنیم و قصد داریم ازدواجمان را فقط در اینجا ثبت کنیم. سوال من این است که  اگر ما ازدواج ایرانی نکنیم آیا هنوز قوانین ایران نقشی خواهند داشت؟ و چیزی را تحمیل می کنند؟ آیا همسر من می تواند با مدرک ازدواج اینجا به دولت ایران اعلام کند که من زنش هستم و بعد از امتیازات قانونی که قوانین ایران به او می دهد استفاده کند؟

 

پاسخ:

نکته اول اینکه، شما تا زمانی که بر اساس قانون ایران ازدواج نکنید، از نظر ایران زن و شوهر نیستید. این موضوع آثار قانونی به دنبال دارد، برای مثال قوانین  خانواده ایران بر شما تحمیل نمی شود، یعنی مثلا برای خروج از کشور نیاز به اذن شوهر ندارید، اما آثار دیگرش این است که  در ایران با شما مانند دو غریبه رفتار می شود، به این معنی که همان موارد و موانع قانونی که در مورد روابط نامشروع وجود دارد ممکن است در مورد شما اتفاق بیوفتد.

نکته دوم اینکه ، اگر زمانی همسر شما یا خود شما بخواهید، میتوانید با مراجعه به دادگاه در ایران، درخواست تنفیذ ازدواجی که در کشور دیگر انجام شده است را بکنید، این دادخواست بررسی می شود، و اگر دادگاه قانع شد، ازدواج را تنفیذ می کند و اجازه صدور سند ازدواج ایرانی می دهد، این دادخواست البته دادخواست ساده ای نیست و اثبات آن سخت است ولی احتمالش وجود دارد.