من فقط حقم با همسرم برابر شده و نه بیشتر!
۱۴ تیر ۱۳۹۶
وقتی از ما خواستند عقدنامه را امضا کنیم دیدیم سردفتر هیچ کدام از شروط ما را وارد عقدنامه نکرده است
۲۸ مهر ۱۳۹۶

امکان پایان دادن به رابطه ازدواج یک حق اولیه انسانی است

شمامه

خیلی چیزها با روح انسانیت سازگار است و برای همه محترم است. مثل آزادی و برابری. منتهی گاهی سنتهای غلط  کهن  آنقدر در روح ما تاثیر می گدارند که برخی مصداق های  آزادی و برابری را بر نمی تابیم. مثلا آزادی زن در خروج از رابطه یکی از مصادیق آزادی است که برایمان خیلی وحشتناک است. وقتی حرف از حق طلاق زن می شود همه تعجب میکنند و می پرسند چه زود یاد طلاق افتادید. یا اینکه فکر می کنند این زن اصلا قصد زندگی ندارد و یا لابد یک ریگی به کفشش هست.

این حرفها را آدمهای خیلی سنتی یا متحجر نمی زنند. حتی خانمها و آقایان خیلی باکلاس و امروزی و تحصیلکرده، به نظرشان خیلی خشن و غیر عاشقانه میرسد اگر اول زندگی حرف از حق طلاق باشد. خیلی از مخالفتها با حق طلاق از این جنس است. این افراد شاید اگر از دید زن به قضیه نگاه کنند، اینقدر سفت و سخت با حق طلاق زن مخالفت نکنند. واقعیت این است که یک مرد از لحاظ شرعی و قانونی، از همان لحظه ی اول زندگی حق طلاق دارد و این یک مساله ی طبیعی است که با فطرت انسانی مان سازگار است. اگر حق طلاق مرد، چیز ترسناکی نیست پس قاعدتا حق طلاق زن هم نباید چیز ترسناکی باشد. اگر مرد آزاد است که رابطه اش را پایان دهد، زن هم باید این آزادی را داشته باشد. گرفتن این آزادی غیر انسانی و عجیب است.

بیایید مردهای اطرافمان را متوجه این قضیه کنیم. محض امتحان اگر به خاستگارتان بگویید من حق طلاق نمی خواهم و کاملا به تو اعتماد دارم و مطمئنم با تو خوشبخت میشوم. در مقابلش هم مطمئنم تو هم به من اعتماد داری، دوستم داری و قصدت از رابطه مان زندگی تا آخر عمر است. پس بیا تو هم از حق طلاقت بگذر.چون یک کار غیر عاشقانه، غیر دوستانه و ترسناک است و کسی که ازدواج میکند چرا باید به طلاق فکر کند؟ مطمئن باشید نداشتن این حق آنقدر ترسناک است که هیچ مردی قبول نمیکند! شاید اینطوری کمی بیشتر ما را درک کنند.

Hamsari
Hamsari
همسری وب‌سایتی است که گروهی از فعالان مسائل زنان، وکلا و حقوقدانان به منظور آگاهی رسانی در خصوص "شروط ضمن عقد" راه اندازی کرده‌اند.

پاسخ دهید