نسرین افضلی

افزایش تقاضای زنان برای افزودن شروط ضمن عقد به عقد نامه هر زنی را خوشحال و امیدوار می کند اما از سوی دیگر پاره ای از سئوالات را در ذهن تداعی می کند از جمله اینکه روند توانق بین زوجین و گاه از آن مهمتر خانواده ها چگونه است و جامعه سنتی ما که سالیان سال زن را ملک مطلق مرد می انگاشت و مرگ و زندگی او را   در دستان مرد می دانست چگونه با این پدیده کنار می آید و به چه قیمتی؟ علاوه بر این دفاتر اسناد رسمی که قریب به اتفاق سر دفتران آنها مرد می باشند چه واکنشی در برابر این قضیه نشان می دهند؟ به این منظور به تعدادی از این دفاتر مراجعه کردم. در اکثر موارد بیش از چند جمله ای بین من و سر دفتر رد و بدل نمی شد و تنها و شنیدن لفظ حق طلاق کافی بود تا از ادامه صحبت من جلوگیری کنند و جملاتی این گونه را در جواب بگویند:« به هیچ وجه امکان ندارد »« بلد نیستیم » « فرم مخصوص آن را نداریم » « دنبال درد سر نیستیم از طلاق خوشمان نمی آید و نمی خواهیم زندگی ها را از هم بپاشیم » و به این ترتیب و با این موضع گیریها راه صحبت و بحث را می بستند و در خروجی را نشان می دادند و در پاسخ به این تهدید که از شما شکایت می کنم میگفتند: هر کاری می خواهی بکن، دردسر شکایت تو از انجام این کار کمتر است و تعدادی نیز به دفاتر قدیمی حواله می دادند. اما در بعضی موارد این بحث و  گاه مجادله از یک ربع تا یک ساعت ادامه می یافت. مثلاً جواب یکی از سر دفتران به این سئوال که چرا از انجام این امر قانونی و شرعی که جزو وظایف و اختیارات شماست و با وجود رضایت طرفین از انجام آن سر باز می زنید؟ چنین بود:   « خانمها هر روز حرفشان را عوض می کنند بنابراین بهتر است حق طلاق نداشته باشند و اصولاً طلاق یک «ایقاع» است و بسیاری از فقها اصلاً قبول ندارند که بشود در این مورد حتی با رضایت شوهر به زن وکالت داد.اگر اسلام را قبول داریم باید قوانینش را قبول داشته باشیم و پایه قوانین اسلام هم، فقه است.» و در ادامه افزود:        « البته بعضی از دفاتر انجام می دهند چون خیلی ریزه کاری دارد ممکن است چیزی که ما برایت می نویسیم به دردت نخورد.»

با سردفتر دیگری که نسبتاً جوان بود و حوصله بیشتری داشت بحث مفصلتری کردم و او از انواع روشها برای متقاعد کردن من درباره نادرستی عملم استفاده کرد ( مثلاً پس از اینکه دانست رشته من فیزیک است مثال فیزیکی زد !! ).
پس از اینکه همان پرسش قبلی را از او پرسیدم جواب داد:
– علاوه بر اینکه خیلی پر دردسر است، اصولاً از این کار خوشمان نمی آید که زندگیها را خراب کنیم و باعث طلاق شویم. این پولها از گلوی ما پایین نمی رود. موضوع طلاق ذاتاً شر است. مولانا می فرماید: تا توانی پا منه اندر طلاق.
– من نگفتم می خواهم طلاق بگیرم همانگونه که تابحال همه مردان از این حق خود استفاده نکرده اند . من صرفاً یک حق برابر با همسرم را می طلبم . در ثانی چرا وقتی زن دوم و زن سوم برای مردی عقد می شود یا دختر کوچکی به عقد مردی که جای پدرش است در می آید کسی ناراحت نمی شود و شیرینی آقا داماد خیلی راحت از گلویش پایین میرود ؟
– شما چرا متوجه نمی شوید ، شما فیزیک خوانده اید . طلاق مثل یک دیود است یک طرفه است و تنها از سوی مرد انجام پذیر است .
– یعنی به نظر شما این عادلانه است که یک مرد هر وقت اراده کرد و به هر بهانه ای بتواند همسر خود را طلاق دهد ولی یک زن حتی در شرایط ناگوار زندگی خود مجبور به ادامه زندگی باشد و هیچ راهی برای خلاصی از آن زندگی نداشته باشد ؟ این خواسته به حق چه دردسری برای شما ایجاد می کند که به بهانه آن به راحتی از انجام آن طفره می روید ؟
– خیلی چیزها را نمی شود گفت .
(پس از اصرار فراوان من جواب داد)
– مثلاً خانم مرد دیگری را به جای شوهرش می آورد .
– چطور ممکن است . مگر شناسنامه آنها را نگاه نمی کنید ؟
– ممکن است برادر مشابه را بیاورد و خیلی کارهای دیگر . حالا مدرک تحصیلی شما و همسرتان چیست ؟ این مسائل برای ما مهم است .
– لیسانس
– شما باید دو نفر معرف بیاورید که شوهرتان را بشناسد .
(احتمالاً می خواست مطمئن شود عقل همسر من سر جایش است یا نه ! )
– معرف برای چه ؟
– دو نفر شاهد . مثلاً برادر و پدر شوهرتان .
– اگر نباشند چه ؟
(با خوشحالی از اینکه به گمان خودش ثابت کرده که یک جای کار می لنگد گفت)
– چرا نباشند ؟
– فرضاً در شهر دیگری باشند .
– نه اصلاً امکان ندارد . حتماً باید حضور داشته باشند .
– ولی شما که اول گفتید که دو نفر شاهد . حالا چرا روی پدر و برادر شوهر تأکید می کنید و اصولاً آیا شما در همه موارد وقتی که یک مرد عاقل و بالغ تصمیم دارد وکالتی به کسی بدهد حضور برادر و پدرش را الزامی می دانید ؟
– به هر حال این شرط ماست .
دفتر بعدی یک دفتر قدیمی بود که آدرس آن را به عنوان جایی که امکان دارد این کار را انجام دهد به من داده بودند .
سردفتر جوان آن علاقه زیادی به بحث نشان داد . گاهی از کتب قانون کمک می گرفت و گاهی قوانین را به گونه ای تحریف شده بیان می کرد تا ادعای خود را ثابت کند و وقتی گفته غلطش را تصحیح کردم با دستپاچگی بحث را عوض می کرد. و حتی در آخر بحث گفت : «البته من قبول دارم بعضی از قوانین بر ضد زنان است .»
اما این آقا دفاع از حقوق هم جنسانش را این گونه آغاز کرد :
– چرا شما زنها فکر می کنید حقوقتان پایمال شده ؟ و مدام به خودتان اینگونه تلقین می کنید و خودتان و بقیه را ناراحت می کنید ؟من که خودم حقوق خوانده ام به هیچ موردی بر نخورده ام که حقوق زنان در آن نقض شده باشد . همین الآن که شما از خانه بیرون آمده ای و با یک مرد غریبه حرف می زنی یعنی شما آزادی و در مورد طلاق هم اصلاً حق زن ضایع نشده . در قانون آمده است که در مواردی مثل بیماری صعب العلاج شوهر یا ناباروری و ناتوانی جنسی او یا اثبات عسر و حرج زن می تواند تقاضای طلاق کند . در دیگر موارد هم بهتر است زن حق طلاق نداشته باشد چون زنها اول حرف می زنند بعد فکر می کنند ولی مردها اول فکر می کنند و بعد حرف می زنند.
– هر چند با این جمله آخر و ذهنیتی که شما دارید ادامه بحث بی فایده است ولی اگر زن هم حق طلاق داشت مانع از این می شد که «وجه المعامله» یا «وجه المصالحه» قرار بگیرد و مثل یک گوشت قربانی بدون اختیار از یک مالک (پدر ، برادر ، جدّ ، عمو و …) یه دست مالک دیگری (شوهر) سپرده شود و مثل یک برده مورد سوء استفاده جسمی و جنسی قرار بگیرد. تعداد زنانی که توسط شوهران خود و برای تأمین هزینه اعتیاد آنها به تن فروشی وا داشته شده اند کم نیست که خطرات و بیماری های زیادی هم آنها را تهدید می کنند .
– اگر به این زنان روسپی بگویی من ماهی صد هزار تومان به تو می دهم که تو دست از این کار برداری ، پول را از تو می گیرد ولی می بینی هنوز به کار خود ادامه می دهد ، چون اینها به این کارها عادت کرده اند . مخصوصاً الآن که تعداد زنان ۴ برابر مردان است . در ایران بیماری ایدز اول از زنها شروع شد و رواج پیدا کرد .
– اگر شما دختری داشتید در مقابل چنین تقاضایی با او چه برخوردی می کردید ؟
– می زدم توی دهانش و شما هم اشتباه کرده اید که با مردی ازدواج کرده اید که حاضر است چنین وکالتی به شما بدهد این کار یعنی اینکه او شما را دوست ندارد .
مورد جالب بعدی آقایی بود که چنان جانانه و مصمم از این حق آقایان دفاع می کرد که گویی به عنوان نماینده تمام مردان وظیفه حفظ منافع آنان در دفاتر اسناد رسمی را بر عهده دارد .
به نظر او : «طلاق حق مرد است و مگر می شود مردی حق خود را به زن بدهد » وقتی به او گفتم «ولی وقتی خود مرد رضایت دارد مخالفت شما برای چیست ؟ » جواب داد : «من وجدانم قبول نمی کند . حتی اگر من بنویسم صد در صد مطمئن باشید که دادگاه آن را قبول نمی کند ، البته آنها هم از نظر وجدانی قبول نمی کنند » و در نهایت گفت : «شما باید به جایی بروید که هم دفاتر اسناد رسمی باشد و هم دفتر ازدواج و طلاق». در این گشت و گذار در میان دفاتر اسناد رسمی در یک محله بالای شهر نام خانمی به عنوان سر دفتر روی تابلوی دفترخانه توجهم را جلب کرد و با امیدواری وارد دفتر شدم. ولی با شنیدن این جملات امیدم خیلی زود به یأس تبدیل شد :
– قبلاً ، این کار را انجام می دادیم ولی چون خیلی دردسر داشت دیگر انجام نمی دهیم . بازرسان متعدد و از قسمتهای مختلف دفاتر ما را چک می کنند و بسیار سلیقه ای عمل می کنند و ایرادهای خیلی جزئی و بی ارزش می گیرند که چرا اینطور یا آنطور نوشته ای ؛ به علاوه اینکه اختلاف در میان خانواده ها وجود دارد . اخیراً یک مورد وکالت حق طلاق داشتیم که بیچاره مان کرد . آنها در مورد حق طلاق و یک سری مسائل مالی وکالت نامه ای تنظیم کردند ولی از فرادی آن روز از یک طرف پسر زنگ می زد و می گفت :« می خواهم بیایم فسخش کنم . یا می پرسید آیا خانواده دختر آن را به اجرا گذاشته اند یا نه ؟» از طرف دیگر پدر و مادر دختر تماس می گرفتند و می پرسیدند که دامادشان وکالت نامه را فسخ کرده است یا خیر ؟
خلاصه هر روز ساعتها وقت من صرف این مسائل می شد که اعصابم را خراب کرده بود و تصمیم گرفتم دیگر از این کارهای بودار نکنم و خودم را راحت کنم . هر چند من فکر می کنم مثلاً چرا بعد از اینکه زنی سالها به کم و زیاد مردی ساخت و زندگی کرد پس از مرگ شوهر یک چهارم دارایی مرد آنهم فقط از اموال هوایی و نه زمینی به زن به ارث می رسد و خیلی موارد دیگر . ولی هر کاری بکنی آخرش مردها نمی خواهند حق زنها را بدهند .
آخرین مورد هم دفتری است به سر دفتری یک خانم . این خانم هم پس از شنیدن خواسته من گفت :
– دیگر حوصله و اعصاب دردسر و دعوا نداریم همین دیروز کلی بد و بیرا شنیدیم و دعوا داشتیم. چه کسی اینجارا به شما معرفی کرده است؟
– هیچ کس . من فقط تابلوی اینجا را دیدم آمدم داخل.
– بروید پیش حاج آقا به شما جواب بدهند. من نمی دانم.
– و مرا به اتاق دیگری هدایت کرد. پشت میز پیرمرد خنده رویی نشسته بود که فهمیدم پدر خانم سر دفتر است و پس از شنیدن درخواستم با لبخند گفت.
– حتماً شوهرت می خواهد تو را از خودش مطمئن کند. اشکالی ندارد . من مدتها است موارد طلاق را انجام نمی دهم.
سالها پیش دوستی آمد پیشم و گفت می خواهم زنم را طلاق دهم. آنوقتها نیاز به مراجعه به دادگاه نبود مرد هر وقت می خواست زنش را طلاق می داد. من به او گفتم به این سرعت که نمی شود زمان لازم دارد و او اسرار می کرد که همین حالا این کار را بکن. گفتم برو فردا بیا کارت را انجام می دهم و شب به منزل پدر و مادر دختر رفتم و موضوع را به آنها گفتم آنها هم پا در میانی کردند و مسائله حل شد و بعد از سالها هر وقت آن خانم مرا می بیند می گوید خدا پدرت را بیامرزد تو باعث شدی که من بد بخت نشوم. بله دخترم من از طلاق خیلی بدم می آید ولی این که تو می خواهی طلاق نیست بلکه حق طلاق است ولی باید از دفتری که ازدواجتان در آن ثبت شده یک استعلام برای من بیاوری که آیا عقد به قوت خود باقی است و آیا مهریه وصول شده یا خیر؟
دختر این پیرمرد که تعجب مرا از برخورد خوش رویانه پدرش دیده بود گفت: حاج آقا طرفدار حقوق زنان هستند اما گاهی اوقات خیلی توی دردسر می افتیم مثلاًدختر و پسری که می خواستند ازدواج کنند با پیشنهاد پدر و مادر دختر خواستار درج این شروط در عقد نامه خود بودند که به دلایلی فرصتش در زمان عقد پیش نیامده بود به علاوه اینکه به آنها گفته شده بود چنین شروطی را نمی توان به عقد نامه افزود و آنها می خواستند پس از ازدواج این کار را بکنند ولی پدر و مادر داماد به شدت مخالفت می کردند و می گفتند چرا ما باید یک کار غیر معمول که هیچ کس نمی کند را انجام دهیم و تهدید کرده بودند که اگر عروس از این تقاضا صرفنظر نکند او را طرد خواهند کرد و از طرف دیگر والدین دختر هم به او گفته بودند اگر این کار را نکند از طرف آنها طرد خواهد شد. و ساعتها اینجا با هم درگیری داشتند و خانواده پسر ما را مقصر می دانست که چرا قبول کرده ایم چنین کاری را برای این زوج انجام دهیم.
– به نظر شما به چه وسیله ای می توان موانعی که بر سرراه تحقق این خواسته به حق زنان وجود دارد، کاست؟
– من فکر می کنم، اگر این قضیه گسترش پیدا کند و باب شود کم کم مقاومت عمومی در مقابلش کم می شود و دیگر خانواده داماد فکر نمی کنند کار عجیب وغریب و غیر عادی انجام می دهند که نیاز به پنهان کاری دارد و حتی ممکن است به یک هنجار خوب و پسندیده در جامعه تبدیل شود.
چیزی که در این میان جلب نظر می کند حساسیت خاص روی مسئله طلاق است به طوری که در موارد دیگر ( حضانت فرزندان، اجازه سفر و تقسیم داراییها مشترک و … ) چنین حساسیتی وجود ندارد و پذیرش آن از سوی سر دفتران آسان تر صورت می گیرد.
مسئله تاًسف بر انگیزی که در طی این مراجعات به آن بر خورد کردم دید تحقیر آمیز نسبت به فردی که موافق این کار باشد و دید شکاکانه و بد بینانه نسبت به زن است، چنان که در قریب به اتفاق موارد وجود اختلاف میان زن و شوهر و تصمیم زن برای جدایی در آینده ای نزدیک ؛ قطعی و حتمی انگاشته شده و حتی گاهی به طور ضمنی به عنوان مشتری آینده این مطلقه بالقوه اعلام آمادگی می شد. در کنار مسائل گفته شده مسائل مالی نیز به نوبه خود مطرح است. به گفته یکی از سردفتران : « هزینه چنین وکالتنامه ای حدود هفتهزار تومان است، ولی کسی که این کار را انجام دهد مسلماً پول بیشتری از شما می گیرد. » و طبق پیش بینی ایشان دفاتری که با شروط گوناگون حاضر به انجام این کار می شدند هزینه ای بالغ بر بیست هزار تومان (ودر یک مورد بیست هزار تومان به ازای هر شرط) برای این منظور طلب می کردند.

 

Hamsari
Hamsari
همسری وب‌سایتی است که گروهی از فعالان مسائل زنان، وکلا و حقوقدانان به منظور آگاهی رسانی در خصوص "شروط ضمن عقد" راه اندازی کرده‌اند.

پاسخ دهید