چرا این رابطه بیمار را ادامه می‌دهید
۱۶ بهمن ۱۳۹۵
برای راننده سرویس بودن، نیازی به اجازه شوهر ندارید
۲۵ بهمن ۱۳۹۵

طلاق در قوانین کشورهای مختلف

در میان کشورهای اروپایی، بلژیک بیشترین میزان طلاق را دارد. در انگلستان حداقل یک سال پس از آغاز ازدواج رسمی، زن یا مرد می‌تواند تقاضای طلاق کند.

توجه داشته باشید که زوج‌های دوتابعیتی این امکان را دارند که درخواست طلاق را به دلخواه خود در یکی از کشورهای تابعه‌شان تسلیم کنند. مرد یا زن به صلاحدید خود و با در نظر گرفتن تمامی تبعات پس از طلاق براساس قانون کشور مورد نظرشان می‌توانند اقدام به طلاق کنند. به عنوان مثال، یک زوج دوتابعیتی انگلیسی-ایرانی می‌توانند روند طلاق را در انگلستان یا در ایران آغاز کنند. بی شک قوانین انگلستان برای زنان امتیازات بیشتری درنظر می‌گیرد تا قوانین ایران. اما فراموش نکنید تا زمانی که طلاق در ایران و طبق قوانین ایران ثبت نشده باشد، بر اساس قانون ایران، طرفین زن و شوهر محسوب می شوند و تمام آثار حقوقی بر آنها بار می شود.

طبق قوانین انگلستان تنها دلیل برای طلاق این است که ثابت شود دیگر امکان ازسرگیری زندگی زناشویی وجود ندارد. در این زمینه، چهار مورد در قانون ذکر شده است:

۱۱- زنا (ازسوی زن یا مرد): در صورتی که مرد یا زن بپذیرد که زنا کرده است، دادگاه به طلاق رأی خواهد داد، ولی اگر زن یا مرد قبول نکند، باید مدارک و شواهدی را دراین خصوص به دادگاه ارائه داد. اگر شش ماه از تاریخ زنا گذشته باشد و زن و مرد همچنان در کنار یکدیگر درحال زندگی باشند، دیگر نمی‌توان آن زنا را دلیلی برای طلاق به حساب آورد.

۲- رفتارهای ناهنجار: رفتار ناهنجار مجموعه‌ای از رفتارها را شامل می‌شود که از آن جمله می‌توان به خشونت در خانه یا عدم ابراز عشق اشاره کرد. دراین رابطه، زن یا مرد باید ۴ یا ۵ رفتار ناهنجار از شریک خود به دادگاه ارائه دهد. بهتر آن است که مهم‌ترین رفتار، بدترین رفتار و جدیدترین رفتار در خلال مدت ازدواج برای دادگاه مشخص شود. اگر پس از آخرین رفتار ناهنجار، زوج به مدت ۶ ماه با یکدیگر زندگی کرده باشند، دیگر نمی‌توان آن رفتار را دلیلی برای طلاق دانست.

۳- ترک خانه حداقل به مدت ۲ سال: اگر زن یا مرد بتواند ثابت کند که همسرش بدون توافق و بدون هیچگونه دلیل منطقی او را به مدت حداقل ۲ سال ترک کرده، می‌تواند درخواست طلاق کند. معمولاً اثبات چنین حالتی بسیار سخت است.

۴- دو سال جدایی : در صورتی که به مدت دو سال پیاپی از همسر خود جدا زندگی کرده اید، می توانید درخواست طلاق کنید. جدا زندگی کردن الزاماً به معنی زندگی در یک خانه دیگر نیست، چرا که زوج می‌توانند با یکدیگر در یک خانه باشند، ولی زندگی‌های مجزایی داشته باشند و در دو اتاق مجزا بخوابند. زوجین هر دو باید بپذیرند که این دو سال به صورت مستمر بوده است.

هزینه طلاق در دادگاه‌های انگلستان ۵۵۰ پوند است. اگر فرد دارای درآمد کافی نباشد، ممکن است این هزینه کمتر شود.

طلاق در ایالات متحده آمریکا در دادگاه‌های ایالتی انجام می‌شود، نه دادگاه‌های فدرال. به همین دلیل، تفاوت‌هایی بین روند طلاق در هر ایالت دیده می شود.

اگرچه آمریکایی ها  نمی توانند زندگی مدرن امروزی را بدون مقوله طلاق سپری کنند، ولی در برخی کشورها، طلاق چندان عرف نیست. به عنوان مثال، آرژانتین تازه در سال ۱۹۸۷ و ایرلند در سال ۱۹۹۷ طلاق را قانونی اعلام کردند. طلاق در سال ۲۰۰۵ در شیلی قانونی اعلام شد. کلیسای کاتولیک در این سه کشور به شدت تلاش می کرد تا طلاق در جامعه روی ندهد.

قابل ذکر است که هنوز کشورهایی وجود دارند که طلاق در آنها به عنوان یک مقوله قانونی شناخته نمی شود و به لحاظ فرهنگی نیز بسیار سخت است:

۱- فیلیپین: طلاق در فیلیپین غیرقانونی است. براساس قوانین این کشور، برخی از مسلمانان فیلیپینی می توانند تقاضای طلاق کنند، و فیلیپینی هایی که دارای همسر خارجی هستند نیز می توانند در کشور همسرشان طلاق بگیرند و طلاق شان در فیلیپین دارای وجاهت قانونی باشد. زوج های فیلیپینی که در کشورهای خارجی طلاق می گیرند، ازنظر قانون کشورشان، طلاق گرفته محسوب نمی شوند. به همین دلیل، تنها راه چاره برای پایان دادن به زندگی زناشویی، جدایی یا لغو ازدواج است که این البته به معنی طلاق نیست. روند رسیدگی به لغو ازدواج نیز روندی طولانی و بسیار پرهزینه برای هر دو طرف است. جدایی قانونی [نه طلاق] در صورتی که مرد یا زن بتواند یکی از موارد زیر را ثابت کند، قابل اجراست: سوءاستفاده بدنی، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر، همجنس گرایی، خیانت یا ترک منزل. لغو ازدواج به مراتب از جدایی قانونی سخت تر است.

۲- مالت: طلاق در مالت نیز غیرقانونی است. ۹۸ درصد از جمعیت این کشور را کاتولیک ها تشکیل می دهند. غیرقانونی بودن طلاق در قانون اساسی مالت در دهه ۱۹۶۰ مکتوب شده است. در آن زمان، طلاق هنوز در بسیاری از نقاط جهان، ازجمله ایتالیا، پرتقال، اسپانیا و ایرلند غیرقانونی بود و مالتا تنها مورد محسوب نمی شد. ولی برخلاف فیلیپین، طلاق شهروندان مالتی در یک کشور خارجی، قانونی است.

۳- شیلی: شیلی یکی از آخرین کشورهایی است که طلاق را در سال ۲۰۰۵ قانونی اعلام کرد، ولی نمایندگان محافظه کار کاتولیک این کشور روند طلاق را بسیار طولانی و مشکل کرده اند. برای طلاق توافقی هیچ راهی وجود ندارد و مرد یا زن خواستار طلاق باید بتواند خیانت، سوءاستفاده یا ترک منزل همسرش را ثابت کند. جدایی بین یک تا ۳ سال نیز می تواند ملاک قرار گیرد.

۴- مصر: مصر در سال ۲۰۰۰ طلاق توافقی را به رسمیت شناخت، ولی یک زن مصری همچنان در دسترسی به دادگاه خانواده از حقوق برابری برخوردار نیست و تحت حمایت قانون قرار ندارد. زنان مصری می توانند درخواست طلاق توافقی کنند، ولی باید از تمامی مالکیت های مشترک خود منصرف شوند و مهریه خود را نیز به شوهرش بازپرداخت کند. زن مصری برای برخوردار شدن از حمایت قانونی باید ثابت کند که شوهرش در مدت ازدواج به او آسیب رسانده که این نیز اغلب مستلزم حضور یک شاهد عینی است [حتی برای سوءاستفاده بدنی]. برعکس، مردان مصری حق طلاق بی شرط دارند و حتی می توانند بدون رفتن به دادگاه خانواده همسر خود را طلاق دهند.

۵- ژاپن: اکثر طلاق ها در ژاپن به صورت توافقی و بسیار بی پرده است. زوج تنها باید یک فرم یک صفحه ای را امضاء و تسلیم کنند. طلاق آنها حتی بدون مراجعه به دادگاه نیز قابل انجام است. ولی براساس قوانین ژاپن، حق حضانت فرزندان به صورت مشترک وجود ندارد، مگر اینکه طلاق در کشور دیگری که فرزند دارای ملیت آن کشور است انجام شده باشد. بندهایی برای حمایت از فرزند در قانون وجود دارد، ولی ملاقات فرزند امکان پذیر نیست. فرزندان ژاپنی نمی توانند به مانند دیگر نقاط جهان به صورت متناوب والدین خود را پس از طلاق ببینند. یکی از دیگر مسایل عجیب در قوانین ژاپن این است که زن اجازه ندارد شش ماه پس از طلاق ازدواج مجدد کند، ولی مردان چنین محدودیتی ندارند. همچنین نام خانوادگی مرد به نام خانوادگی زن اضافه می شود و حذف آن مستلزم اقدامات قانونی بسیار پیچیده ای است.

گردآورنده: نوشابه امیری، صفحه فیس بوکی حقوق زنان

Hamsari
Hamsari
همسری وب‌سایتی است که گروهی از فعالان مسائل زنان، وکلا و حقوقدانان به منظور آگاهی رسانی در خصوص "شروط ضمن عقد" راه اندازی کرده‌اند.

پاسخ دهید