دختران خوب، پسران بد؟
۱۵ آذر ۱۳۹۵
تا همیشه دلگیرم
۱۲ دی ۱۳۹۵

خانمهای عزیز! شما با چه جراتی ازدواج می‌کنید؟

مریم نیکخو

چگونه میتوان بدون شروط ضمن عقد ازدواج کرد؟ حتا با همه این شروط هم با برابری بسیار فاصله داریم. واقعا آیا زنان میدانند ازدواج بدون شروط ضمن عقد چه مخاطراتی دارد؟ فلسفه نبود حق طلاق برای زنان چیست؟ میگویند چون زن هستی و احساسی, شعور خروج از رابطه ای که شروع کرده ای را نداری!

  • اجازه تحصیل و اجازه اشتغال دست آقاست! خدای نکرده اصلا فکر نکنید که این زندگی مشترک است. خیر از این خبرها نیست. تو برده ای هستی که باید اطاعت کنی. مهم نیست شرایط شغلی و تحصیلی تو چه باشد راحت میتواند تو را خانه نشین کند و یا به هر شهری که خواست بکشاند. تصور کنید سالها درس خوانده اید٬ بی خوابی و شب بیداری کشیده اید٬ دوری از خانواده و سختی هایش را تحمل کرده اید تا روزی بتوانید برای خود هویت و شخصیت قابل احترامی داشته باشید. سالها عمر خود را سپری کرده اید تا باقی عمر را با عزت و با استقلال مالی زندگی کنید اما ناگهان همسر محترم میگوید حقوق من کافی است و دوست ندارم تو کار کنی. اگر قبول نکنی به دادگاه میرود و دادگاه نامه تحقیرامیزی برای محل کارت میفرستد که باید تو را از کار اخراج کنند.

 

  • داشتن گذرنامه و حق خروج از کشور٬ نمیدانم چطور زنان بدون همچین حقی وارد ازدواج میشوند. من بودم شبانه روز کابوس میدیدم که یک روز مثل یک مجرم جلوی مرا در فرودگاه بگیرند و اجازه خروج از کشور را ندهند. این مورد خیلی مهم است حتی برای آن زن بیسوادی که در روستایی دورافتاده زندگی میکند و شاید اصلا نمیداند خارج کجاست. اول از زنی شروع کنیم که خوش و خرم در خارج از کشور با همسرش زندگی میکند. تصور کنید آقا از خارج خسته شده باشد دلش زندگی در ایران بخواهد٬ یا دعوایی بین شما رخ داده باشد که بخواهد اذیت کند. برای دیدن خانواده شاد و خندان به ایران میروید و ناگهان آقا شما را ممنوع‌الخروج میکند. مهم نیست شما قرارداد کاری در خارج از کشور بسته اید. مهم نیست شما مدیر یک شرکت بزرگ هستید. مهم نیست شما در حال تحصیل در دانشگاه هاروارد هستید! همه چیز در چشم بر هم زدنی نابود میشود به همین راحتی. ایشان میتوانند شما را ممنوع الخروج کرده و خود از کشور خارج شوند و بروند دنبال عشق و حالشان و حتا معشوقه ای جدید!  و شما میمانید و ایران عزیز! شاید بعد از سالها دوندگی بتوانید طلاق بگیرید. حتی تصورش هم آزاردهنده است.  یک مثال دیگر از خانم بیسواد روستای دور افتاده بزنم. فرزندش بزرگ میشود به خارج از کشور میرود. مادر میخواهد برای ملاقات یا مثلا مراقبت از فرزند بیمارش پیش فرزند برود و آقا شرط میکند که به او اجازه خروج از کشور میدهد در مقابل اینکه زن هم به او اجازه ازدواج مجدد بدهد. این یک احتمال نیست٬ این یک داستان واقعی است. نیلوفر اردلان که یادتان هست٬ کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان٬ شوهرش اجازه نداد سه روز از کشورش خارج شود تا همراه تیمش برای مسابقات فوتبال بازی کند ولی شوهرش یک هفته رفت تا بازیهای المپیک را گزارش کند..
  • سرپرستی فرزند هم که رو هواست. تو ۹ ماه حملش میکنی شیرش میدهی. اسمی از تو در شناسنامه اش نیست، هیچ جا از او درباره تو نمیپرسند، اگر آقا اجازه دهد میتواند همراه تو از کشور خارج شود و  میدانید حتی برای حساب باز کردن یا عمل جراحی در بیمارستان برای فرزندت نیاز به اجازه آقا هست یا از قبل باید از آقا وکالت بگیری. مادر چه کاره است این وسط؟ هیچ ارزشی ندارد. اوه یادم رفت بهشت زیر پایش است! با حق حضانت که البته باید بعد از تولد فرزند گرفته شود شاید اندکی حق نصیبت شود در حد بسیار محدود. پس داشتنش بهتر از نداشتنش است. البته نگران نباشید آقا حقوقش نسبت به فرزند و ولایت قهری اش همچنان دست نخورده سر جایش هست.

 

  • تعیین محل زندگی٬ این هم با شما نیست. اگر آقا از شما خواست ایشان را برای رفتن به شهر دیگر همراهی کنید ولی این امکان برای شما نبود. شاید بگویید خوب باهاش نمیروم و در شهر مورد نظر خودم میمانم و کار میکنم. او برود برای خودش. نخیر از این خبرها نیست. آقا میتواند حکم عدم تمکین بگیرد، یعنی دیگر طبق قانون موظف نیست به شما نفقه بدهد. حالا میگویید کی نفقه خواست! خودم کار میکنم. خیر موضوع به اینجا ختم نمیشود آقا اجازه ازدواج مجدد میگیرد. بله درست شنیدید بدون اینکه شما را طلاق بدهد اجازه دارد رسما دوباره ازدواج کند. تو میمانی و یک دنیا بدبختی.

نکیند این کارها را با خودتان، نکنید. زیر بار این همه حقارت و محدودیت نروید. عزت نفس داشته باشید. اگر مردی نبود که این شرایط را قبول کند مجرد بمانید، تنها بمانید، حرف مردم را بشنوید ولی زیر بار این همه حقارت نروید. آن سند ازدواج که با شادی و تبریک امضاء میکنید بدون شروط ضمن عقد سند بردگی شماست. سند عزت پایمال شده شماست. سند این است که به تو اثبات کند تو شعور نداری. حتا پس از ازدواج امکان ثبت این شروط هست٬ تعلل نکنید.

این نوشته به این معنی نیست که مردان را غول جلوه دهم بلکه به معنی امکاناتی هست که قانون به یک مرد میدهد. اما از نظر من مردی که حاضر نشده شروط ضمن عقد را ثبت کند همان غولی است که انجام تک تک این کارهای غیر انسانی از دستش برمیاید. همچنین٬ داشتن این حقوق به این معنی نیست که زن بدون توجه به شرایط شریک زندگی اش بخواهد به خارج از کشور برود یا به اجبار در شهری که برای شریکش خوب نیست سکونت کند بلکه به این معنی است که این چیزها تصمیمات دونفره هستند و هر دو طرف رابطه با هم و با توجه به اینکه چه چیزی برای هر دو درست هست تصمیم بگیرند. با این هدف است که دخالت قانون ناعادلانه را در زندگی این افراد حذف کند. نه اینکه یک طرف تمامی قدرت را داشته باشد و بدون در نظر گرفتن شرایط طرف دیگر او را مجبور به تمکین کند. جدا از همه این بحثها، بحث عزت نفس انسان است. فلسفه پشت همه این محدودیتها به خاطر این است که قانون زن را ناقص و فاقد قدرت تصمیم گیری حتی برای خودش میداند. قانون زن را جنس دوم و زیر دست میداند.

خانمها، بیایید همسرتان هر چقدر هم مرد خوبی بود برای حفظ عزت نفس خود شروط ضمن عقد را ثبت کنید.

آقایان! برای حفظ عزت نفس همسرتان شروط ضمن عقد را ثبت کنید.

Hamsari
Hamsari
همسری وب‌سایتی است که گروهی از فعالان مسائل زنان، وکلا و حقوقدانان به منظور آگاهی رسانی در خصوص "شروط ضمن عقد" راه اندازی کرده‌اند.

پاسخ دهید