بله‌برون و حرف طلاق؟!!
۲۹ شهریور ۱۳۹۵
کاهش آمار طلاق با زور قانون
۵ مهر ۱۳۹۵

منع حضور وکلا٬ محدود کننده حقوق قانونی زنان

این روزها حرف و حدیث‌هایی جدی شنیده می‌شود که احتمال دارد قوه قضائیه مانع ورود وکلا به دعاوی خانوادگی شود. به طور خلاصه یعنی وکلا از این به بعد جایی در پرونده‌های طلاق ندارند. علی محمد زنگانه،‌ مدیر کل پیشگیری‌های فرهنگی و اجتماعی معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه به صراحت از احتمال این اتفاق خبر داده و گفته است در قانون حمایت از خانواده جایی به حضور وکلا اشاره نشده،‌ پس ضرورتی هم به حضور آنها نیست. هدی عمید،‌ وکیل پایه یک دادگستری این استدلال را از نظر قانونی بی معنی می‌داند و تاکید می‌کند وقتی در اصل ۳۵ قانون اساسی گفته شده که وکلا حق دارند در تمام دعاوی حضور داشته باشند، قوانین عادی مثل قانون حمایت از خانواده هم موظف به تبعیت از این اصل هستند.

عمید که وکالت در دعاوی خانوادگی بسیاری را بر عهده داشته معتقد است اتهام‌هایی که این روزها به وکلا می‌زنند و آنها را عامل افزایش طلاق توافقی معرفی می‌کنند کاملا بی اساس است. این فعال زنان همچنین از مسئولان می‌خواهد اگر آماری در مورد تعداد طلاق توافقی در کشور وجود دارد منتشر کنند تا وکلا هم از آن اطلاع داشته باشند. گفتگوی «روزان» با این وکیل پایه یک دادگستری در مورد نقش وکلا در دادگاه خانواده و مبانی قانونی حضور وکیل در این دادگاه‌ها را در ادامه می‌خوانید:

– قوه قضائیه از احتمال «ممنوعیت ورود وکلا به دعاوی خانواده» خبر داده است. به نظر شما این تصمیم چه مفهومی دارد؟

طبق اصل ۳۵ قانون اساسی «در همه دادگاه‌ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب کنند.» این یک اصل واحد و مشخص است. همه قوانین عادی هم باید منطبق بر قانون اساسی تصویب شوند. یعنی هیچ قانونی نمی‌تواند اصل به این مشخصی و واضحی را محدود کند.

استدلال آقای زنگانه، «مدیر پیشگیری‌های فرهنگی و اجتماعی معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه‌قضائیه»، این است که در قانون حمایت از خانواده، وکالت در فرآیند‌های رسیدگی به دعاوی پیش‌بینی نشده است؛ پس نیازی به حضور وکلا در دادگاه خانواده نیست!

این صحبت از نظر قانونی بی‌معنی است. نیازی نبوده که این موضوع در قانون حمایت از خانواده به طور جداگانه تصریح شود. همان‌طور که گفتم اصل قانون اساسی این است که همه وکلا اجازه ورود در همه دعاوی را دارند . نیازی نیست هر قانونی مجددا این موضوع را تایید کند.

– قاعدتا ایشان به عنوان یکی از مدیران قوه قضائیه باید مسائلی مثل این را بدانند که حضور وکیل در دادگاه در قانون اساسی تصریح شده است. فکر می‌کنید چرا این بحث را مطرح کرده‌اند که وکلا نباید در دادگاه خانواده حضور داشته باشند؟

نمی‌دانم. به هر حال آدم‌ها نظرشان را می‌گویند و هر کس یک نظری دارد.

– البته اظهارات ایشان فراتر از بیان نظر شخصی است. آقای زنگانه گفته است که در حال استعلام گرفتن معاونت حقوقی قوه قضائیه در این مورد است و به صراحت گفته است «اگر قانون اجازه ندهد، چرا باید وکلا در دعاوی خانواده ورود کنند.»

بله! اما اگر یک چنین اتفاقی بیفتد یکی از اصول قانون اساسی زیر سئوال می‌رود. به نظرم امکان تصویب یک همچین چیزی وجود ندارد. علاوه بر قانون اساسی حتی در خود قانون حمایت از خانواده هم بر حضور وکلا تاکید شده است. ماده ۵ قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۹۲صراحت به داشتن وکیل در دادگاه خانواده دارد. در این ماده آمده است اگر یکی از اصحاب دعوا ضرورت به داشتن وکیل یا الزام قانونی به داشتن وکیل داشته باشد، فرد راسا اقدام می‌کند یا در صورت نداشتن تمکن، دادگاه باید امکان حضور وکیل معاضدتی را برایش فراهم کند.

– قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۹۲ است و از همان تاریخ هم اجرایی شده. چرا الان و بعد از گذشت چند سال تازه قوه قضائیه به فکر این افتاده که وکلا در این دعاوی باشند یا نباشند؟

من فکر می‌کنم این واکنش دیرهنگام قوه قضائیه به خاطر بحث طلاق توافقی است. بعضی‌ها فکر می‌کنند وکلا عامل طلاق توافقی هستند.

– آقای زنگانه برای حذف وکلا دلیل دیگری هم ارائه کرده. وی گفته است طبق قانون حمایت از خانواده دعاوی باید بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی انجام شود و به همین دلیل نیازی به حضور وکلا نیست. در این مورد چه پاسخی دارید؟

ایشان قطعا می‌دانند که وکالت از تشریفات آیین دادرسی مدنی نیست. تشریفات آیین دادرسی چیزهای مشخصی مثل تعیین وقت رسیدگی، شکل رسیدگی و… است. صحبت‌های ایشان از این نظر برای من جالب است که اصول دادرسی منصفانه در همه جای دنیا مبتنی بر حضور وکیل در دادگاه است. حضور وکیل در دادگاه تضمین کننده حق دفاع طرفین است. هر چه آیین دادرسی پیشرفته تر باشد، الزامی کردن حضور وکلا در دادگاه‌ها هم بیشتر است. اگر امکانات کافی در سیستم قضائی فراهم شود باید به سمتی حرکت کند که حضور وکلا را در همه دادگاه‌ها الزامی کند؛ نه اینکه دنبال محدود کردن حضور آنها باشد.

– البته در جریان بررسی برنامه ششم توسعه به این موضوع که گفتید اشاره شده است. یکی از نمایندگان پیشنهاد داده بود که حضور وکلا در همه دعاوی قضائی اجباری شود. اصلا چه ضرورتی برای این کار هست؟

هر کسی که با سیستم دادرسی آشنایی داشته باشد می‌داند که حضور وکیل باعث می‌شود از حق موکل به خوبی دفاع شود. در حال حاضر متاسفانه حضور وکلا در همه دادگاه‌ها اجباری نیست. شما می‌توانید وکیل داشته باشد، می‌توانید هم نداشته باشید. اگر هر دو طرف وکیل داشته باشند به شدت از اطاله دادرسی و تلف شدن وقت و هزینه در دادگاه‌ها جلوگیری می‌شود.

– در دعاوی خانوادگی به طور خاص با چه پرونده‌هایی روبه‌رو هستیم؟

دعاوی خانوادگی موارد مشخصی هستند. مهریه، نفقه، تمکین، اجرت المثل و طلاق. البته حضانت و اجازه ازدواج مجدد هم هست.

– در حال حاضر حضور وکیل برای همه دعاوی خانوادگی ضروری است یا فقط موارد خاصی شامل این ضرورت می‌شود؟

فقط در مواردی مثل دعاوی طلاقی که به استناد وکالت زوج به زوجه است، داشتن وکیل ضروری است. در این موارد حداقل یک وکیل باید باشد و بدون آن امکان طلاق نیست؛ اما در طلاق توافقی هیچ الزام قانونی برای حضور وکیل وجود ندارد.

– وقتی یک زوج برای طلاق به دادگاه مراجعه می‌کنند معمولا چه اتفاقی می‌افتد و کدام یک از این موارد به عنوان دادخواست مطرح می‌شود؟

معمولا وقتی یک خانم و آقا با هم اختلاف پیدا می‌کنند هر دو تلاش می‌کنند به همه حقوقی که در قانون برایشان شناخته شده چنگ بزنند تا بتوانند طرف مقابل را قانع کنند یا از او امتیازی بگیرند. آنها می‌خواهند هیچ امتیازی رااز دست ندهند. خانم دعوای مهریه را طرح می‌کند. آقا متقابلا دعوای تمکین می‌دهد. خانم متقابلا دعوای نفقه می‌دهد. آقا عدم تمکین را که گرفت اجازه ازدواج مجدد می‌خواهد. یک سری دعاوی به شکل روتین و تکراری همیشه در این پرونده‌ها مطرح می‌شود.

– در این سلسله دعواها و شکایت‌های زن و شوهری، یک وکیل خانواده دقیقا چه نقشی دارد؟

وکلا در این شرایط تلاش می‌کنند که طرفین را به سازش برسانند و به آنها راهکار غیر حقوقی پیشنهاد می‌دهیم. این یعنی من و بسیاری از همکارانم در ابتدا به زوجین پیشنهاد می‌دهیم حتما اول به یک مشاور خانواده مراجعه کنند تا شاید مشکل شان حل شود.

– اگر با مراجعه به مشاور مشکل شان حل نشدچه کار می‌کنید؟

گاهی طرفین اصرار دارند که دعوایشان به شکل حقوقی ادامه پیدا کند و می‌خواهند در دادگاه دعاوی متعددی را علیه هم مطرح کنند. در این شرایط حضور وکیل باعث شود که یک سری دعاوی بی پایه و بی دلیل در دادگاه مطرح نشود. طرفین را دعوت می‌کنیم که این اختلاف حقوقی را (یعنی فارغ از اینکه اختلاف زناشویی چه بوده) به شکلی که هزینه کمتری داشته باشد و آسیب کمتری به آنها و بچه هایشان برسد حل کنند. شاید اینجا جایی است که طرفین به این نقطه می‌رسند که با هم توافق کنند و طلاق توافقی بگیرند. در این مرحله تکلیف مهریه، حضانت، نفقه و همه اینها را به شکل توافقی تعیین می‌کنند.

– این یعنی شما به عنوان یک وکیل این اتهام که وکلا عامل ایجاد طلاق توافقی هستند را نمی‌پذیرید؟

قطعا نمی‌پذیرم. به نظرم اینطور به مسئله طلاق نگاه کردن به شدت ساده انگاری است.

– پس چرا عده‌ای خاص مدام می‌گویند که تعداد طلاق توافقی بسیار زیاد شده و عامل آن هم وکلا هستند؟

اولا هیچ آماری وجود ندارد که چه تعداد دادخواست طلاق توافقی داده می‌شود. این آمار کجا است؟ اگر آماری هست منتشر کنند که همه ببینند و ما هم بررسی کنیم. ثانیا هیچ آماری وجود ندارد که کدام تعداد از این دادخواست‌های طلاق توافقی به دلیل حضور وکیل منجر به طلاق شده است. این موضوع را چطور می‌خواهند با ادعا و حرف اثبات کنند؟ با حرف زدن می‌شود هر ادعایی را مطرح کرد. اگر راست می‌گویند آمار دقیق ارائه کنند.

– چرا در این سال‌ها کانون وکلا هیچ واکنشی به این اتهام که وکلای خانواده عامل افزایش طلاق توافقی هستند، نشان نداده است؟

اینکه کانون وکلا چه مقدار در این قضیه دخالت کند یا واکنش نشان بدهد را من نمی‌دانم؛ اما اینکه چرا آمار اعلام نمی‌شود؟ آمار را باید سازمان‌های دولتی ارائه کنند که نمی‌کنند. در عوض مدام و مدام از یک بحرانی صحبت می‌کنند که ما واقعا نمی‌دانیم چقدر بحران است. یک مسئله مهم دیگر هم هست. خیلی از مواردی که آقایان به عنوان طلاق توافقی از آن یاد می‌کنند اساسا طلاق توافقی نیست. بسیاری از این موارد طلاق به درخواست زوجه است که طبق قانون هیچ راه دیگری برای طرحش نیست جز قالب طلاق توافقی. گاهی هم خانم با دادن یک سری امتیازات و بخشیدن حقوقش آقا را به طلاق توافقی راضی می‌کند؛ اما اساسا ذات این طلاق‌ها، طلاق توافقی به معنای اینکه طرفین واقعا با هم برای طلاق به توافق رسیده باشند، نیست.

– گرچه خلاف قانون اساسی است؛ اما بیایید فرض کنیم قوه قضائیه تصمیم بگیرد که وکلا را از دعاوی خانواده حذف کند. در این حالت از همان ابتدا خانواده‌ها را به مشاور ارجاع می‌دهند. فکر می‌کنید حذف وکلا از این فرآیند چه پیامدی دارد؟

همین الان مراجعه به مشاور در طلاق‌های توافقی اجباری است. همچنین قاضی می‌تواند در دعاوی دیگر هم زوجین را برای مشاوره بفرستد. اصلا فرض کنید این الزام مشاوره به همه دعاوی خانوادگی تسری پیدا کند؛ اما آیا همه زوجین با مراجعه به مشاور، به توافق می‌رسند و آشتی می‌کنند و همه مشکلات شان حل می‌شود؟ قطعا اینطور نیست. یک سری از این آدم‌ها کارشان به دادگاه می‌کشد. دادگاه محلی است که باید وکیل در آن حضور داشته باشد. دادگاه برای این است که به ادعای یکی علیه دیگری رسیدگی کند. پس نیاز هست یک طرف از خودش دفاع کند و طرف دیگر بتواند ادعایش را اثبات کند و هر دوی اینها نیاز به حضور وکیل دارد.

منبع : روزان

Hamsari
Hamsari
همسری وب‌سایتی است که گروهی از فعالان مسائل زنان، وکلا و حقوقدانان به منظور آگاهی رسانی در خصوص "شروط ضمن عقد" راه اندازی کرده‌اند.

پاسخ دهید