اگر مورد تجاوز قرار گرفتم چه کنم؟
۱۴ بهمن ۱۳۹۴
خشونت جنسی-قسمت پنجم: آزار جنسی در محیط کار
۱۸ بهمن ۱۳۹۴

بله برون بهم خورد، اما من از حقوقم نگذشتم!

مهریه من را در مراسم بله‌برون ۱۱۴ سکه توافق و تعیین کرد‌ه‌اند. آقا داماد ایران نبود و در بله‌برون حضور نداشت و وقتی من طبق توافق قبلی بین خودمان از حق طلاق و حق خروج از کشور، حق تحصیل و کار و عدم حق حضانت بچه‌ها با پدر و تصمیم گیری کودک، صحبت کردم همه خانواده ایشان به من هجوم آوردند.
زن داییش گفت: وای شما که همه حقوق را از او گرفته‌اید. حالا آن بی‌زبان چه حقوقی دارد؟ من هم گفتم: نه! من حقی انسانی را از او سلب نکرده‌ام. من فقط حقوق انسانی خود را از او پس گرفته‌ام!

خیلی جالب بود که هر از چندگاهی بین خانم‌های فامیل خودشان یک‌هوتریپ روشن فکری می‌گرفتند و می‌گفتند: واقعا در قانون ما خانم‌ها که حقوقی ندارند. اما وقتی به عمل کردن می‌رسید حاضر نبودند این حق را برای زنی از جنس خودشان قبول کنند. یکی گفت: چرا حق کار می‌گیری؟ کار کردن و نکردن برای‌ تربیت فرزند خیلی موثر است. و من گفتم هرچیزی باشد خودم می‌خواهم با عقل سلیم تصمیمش را بگیرم و دوست ندارم محتاج کسی برای تصمیم‌گیری باشم…خلاصه با وجود اینکه آقا داماد با من توافق کرده بود، خانواده‌اش که برای اولین‌بار اینها را می‌شنیدند شاخ درآوردند و به شدت ایستادگی کردند. آخر سر هم گفتند: آخر تو مگر به‌ نامزدت اعتماد نداری و می‌خواهی این حقوق را از او بگیری؟ و من گفتم: ببینید اینکه من در زندگی همیشه در ذهنم بپذیرم که حقوق برابر دارم برایم مهم است. دوست ندارم از حق و حقیقت حرف بزنم اما در مورد پایه‌ای‌ترین مسائل حقوقی خودم حقی نداشته باشم. 

خلاصه بعد از کشمکش‌های طولانی بله‌برون بهم خورد. من از حقوق خودم کوتاه نیامدم و آنها هم به بهانه مشورت و اینکه دقیقا با آقا داماد صحبت کنند مجلس را ترک کردند. همسرم می‌گوید: آن شب از تمام نقاط ایران با من تماس گرفتند تا مرا منصرف کنند از تصمیمم اما قبول نکردم. و استدلالشان این بود که کسی این کار را نمی‌کند! یادم هست آن‌روزها مادر نامزدم به من زنگ زد و گفت: آخر آدم می‌ترسد، اگر با حق حضانت بچه را برداشتی و از کشور خارج شدی چه‌کار کنیم؟ من هم گفتم: پسر شما همیشه این حقوق را داشته چرا در مورد او چنین فکری و شکی نمی‌کنید؟
قرار بود این توافق‌ها انجام شود تا وقتی من رفتم پیش نامزدم آنجا طبق توافق خانواده‌ها عقد کنیم. با برگه‌ی توافق خانوادگی که داشتم، آمدم امریکا و با وجود اینکه برگه را ضمیمه مهریه عقد اسلامی آمریکایی خود کردم، مهریه‌ام را هم به ۱۴ سکه تغییر دادم اما، تصمیم گرفتم به هیچ وجه عقد ایرانی ثبت نکنم چرا که در آن صورت رسما تمامی حقوق خود را دو دستی تقدیم می‌کنم! حالا که با حقوق برابر با همسرم زندگی می‌کنیم آنقدر حالم خوب است که نمی‌شود توصیف کرد. عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتری دارم. علاوه بر این همسرم هم مثل یک زن خانه‌دار وابسته با من برخورد نمی‌کند، به‌خاطر حقوق برابر با هم خانه‌داری و زندگی‌داری می‌کنیم.
بعد از این جریان کلی از دوستان خواهرم به من گفتند ایولله داری. ما در مراسم بله‌برون خود فقط خوشحال بودیم که شوهر می‌کنیم و فکر می‌کردیم اگر از حق و حقوق حرف بزنیم مراسم بهم می‌خورد.
فکر می‌کنم حالا که خیلی از زنان حقوق اولیه ندارند به‌خاطر همین است که فکر کرده‌اند حتما باید شوهر کنند و اگر حقوق خود را مطالبه کنند کسی با آنها ازدواج نمی‌کند و در نتیجه با مهریه بالا خود را آرام می‌کنند.
از ماست که بر ماست.

با سپاس از آسمان عزیز، که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشته اند.

Hamsari
Hamsari
همسری وب‌سایتی است که گروهی از فعالان مسائل زنان، وکلا و حقوقدانان به منظور آگاهی رسانی در خصوص "شروط ضمن عقد" راه اندازی کرده‌اند.

پاسخ دهید